![]() |
![]() |
|
| بسم الله الرحمن الرحيم |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
از طریق هماهنگی با حوزه بازرگانی صدا و سیما از ادامه پخش تیزر تبلیغاتی صندوق قرض الحسنه قوامین جلوگیری شده است.
یالثارات نوشت: در پی دستور رییس جمهور به وزیر اطلاعات مبنی بر بررسی خبر استفاده از عدد 666 در تبلیغات تلویزیونی صندوق قرض الحسنه قوامین موضوع توسط این نهاد امنیتی کشور، پیگیری و بلافاصله دستور عدم پخش این تیزر تبلیغاتی صادر شد. بنا بر این گزارش، وزارت اطلاعات در خصوص نحوه پیگیری موضوع اعلام کرد: از طریق هماهنگی با حوزه بازرگانی صدا و سیما از ادامه پخش تیزر تبلیغاتی صندوق قرض الحسنه قوامین جلوگیری شده است. در تبلیغات غرب علیه جمهوری اسلامی پس از محور شرارت خواندن ایران توسط بوش، در برخی فیلم ها ایران را با عدد 666 که عدد و نماد شیطان از نظر غربی هاست نشان می دهد. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
زندگی و سلوک عارف بالله جناب شیخ جعفر مجتهدی بگونه ای خاص از دیگران متمایز است ، ایشان در توسل به ائمه معصومین (ع) بسیار استثنایی و ممتاز بوده و در تمام مراحل زندگی شگفت خویش همواره منادی یک پیام اصولی بودند : « توسل و محبت خالصانه و هر چه بیشتر به اهل بیت (ع ) »
بگونه ای که هیچ گاه از ایشان دیده نشد که جز فرا خواندن افراد به سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) کار دیگری از ایشان سر زده باشد . گفتار زیر توسط استاد محمد علی مجاهدی از شاگردان خاص و ارادتمندان جناب مجتهدی در مورد شیوه سیر و سلوک ایشان نوشته شده که برای آشنایی هر چه بیشتر توصیه می کنیم پیش از خواندن سایر قسمتها آنرا مطالعه بفرمایید :
1- شیوه سلوكی آقای مجتهدی در توسل مستمر به حضرات معصومین (علیهم السلام) خصوصاً مولی الكونین حضرت ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) كاملاً نمودِ عینی پیدا میكرد و اگر روزی صد بار نام سالار شهیدان را در محضر ایشان بر زبان میراندند در هر بار به حدی منقلب میشدند كه بیاختیار به سان ابر بهار میگریستند و بغضی دیر پای گلوی ایشان را در هم میفشرد، به طوری كه اغلب قادر به ادامه صحبت نبودند و كلامشان در این حال ناتمام میماند. « به بركت محبت این ذوات مقدس راه چندین ساله را میتوان در فاصله زمانی كوتاهی طی كرد و حجابها را از میان برداشت. »
مرحوم حجت الاسلام نصیری بر این باور بود كه: « خدمت خالصانه به خلق خدا خصوصاً به شیعیان و محبان آل الله، راه دور و دراز مقصود را نزدیك میكند و در اثر توفیق خدمت میتوان جاده صد ساله را به گامی طی كرده، و دل شكستهای را به خاطر خدا آباد كردن میتواند پشتوانه مطمئنی برای آبادی دنیوی و برزخی و اخروی انسان باشد. »
طی شود جاده صد ساله به آهی گاهی. « در مسیر سیر برزخی خود به مكانی رسیدم كه با موانعی مخصوص محصور شده بود و اقطاب را در آن مكان گرد آورده بودند وقتی از علت آن جویا شدم گفتند كه اینان باید در انتظار مریدان خود بنشینند تا به همراه آنان در پیشگاه عدل الهی حاضر گردند و پاسخگوی ارشادات خود باشند. »
« هر سالكی به رفیق راه نیاز دارد تا به اتفاق در مسیر مشتركی كه دارند طی طریق كنند . »
از مرید بازی جداً در پرهیز بودند و آن را دام راه اولیا میدانستند. 8- جناب آقای مجتهدی علاوه بر قرآن كریم و نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه و ادعیه مأثوره، یاران همراه را به مطالعه غزلیات حافظ و وحدت كرمانشاهی و نیز مراثی عاشورایی عمان سامانی و حجت الاسلام نیرتبریزی تشویق میكردند و خود نیز در ضمن توسلات از اشعار این بزرگان غافل نمیشدند. « انشاءالله به مسجد جمكران میرویم و در آنجا دامن حضرت ولی عصر (علیه السلام) را میگیریم و مشكل خود را بر طرف میكنیم. »
11- حضرت آقای مجتهدی به ندرت به تعریف و یا تكذیب افراد میپرداختند مگر این كه خود را باطناً ناگزیر میدیدند، و تكذیب ایشان نیز گزنده به نظر نمیرسيد به شكلی كه اگر قرار بود كه صفت زشت یا عمل نكوهیده یك مدعی سلوك و ارشاد را مورد نقد قرار دهند : « هر سالكی باید با پای خود این مراحل را طی كند و با پای دیگران نمیتوان طی طریق كرد. »
منبع سایت صالحین |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
"ليوي براکمن" خاخام جوان يهودي طي مقاله اي حضور يهوديان در مراسم جشن کريسمس را حرام اعلام کرد.
به گزارش برنا به نقل از ايلاف، "ليوي براکمن" در اين مصاحبه پس از اعلام اين خبر گفت: جشن گرفتن و خوشحالي کردن يهوديان در کريسمس باعث افزايش تعداد دختران ازدواج نکرده يهودي مي شود. وي در ادامه اين مقاله نوشت: عادت کردن کودکان يهودي به چنين جشن هاي مسيحي و مختلط شدن با فرهنگ مسيحي باعث مي شود که به فکر ازدواج با دختران يهودي نباشند. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
|
مردان خداکیش وقتی قدم در راه می گذارند مراحلی را طی می کنند و در هر منزل حالی دارند و با دقت استاد و همت شاگرد است که این مراحلبه درستی پیموده می شود.
آقا سید هاشم حداد در باره برخی حالات خود می گفت:
بعضی وقتها چنان سبک و بی ثر می شوم؛ همانند پر کاهی که روی هوا می چرخند و گاهی چنان از خودم بیرون می آیم که گویی همچون ماری هستم که پوست عوض کرده، من چیزی دیگرم و بدن و اعمالش چیزی دیگر، همچون پوست مار که اگر کسی نداند پندارد خود مار است.
در هر لحظه علومی بسیار عمیق و بسیط و کلی بر من می گذرد و چون لحظه ای بعد بخواهم به آن توجه کنم می یابم که فرسنگها از من دور شده است.
بسیار شده که به حمام رفته ام و موقع بازگشت لباس را وارونه پوشیده ام. موقع رفتن به حمام، حمامی اشیاء و پولها را می گرفت و موقع بازگشت پس می داد.
روزی پولهایم را به او دادم و پس از حمام کردن درخواست پول را نمودم شاگرد حمامی که بجای حمامی نشسته بود گفت چقدر بود گفتم دو دینار گفت ولی اینجا سه دینار است. گفتم مرا معطل نکن یک دینارش را بردار و دو دنیار را به من بده، حمامی که متوجه شده بود، آمد و جویای جریان شد. سپس گفت من خودم سه دینار از او گرفتم، همه را به او بده. به حرفهای این سید هیچ وقت گوش نکن که معمولا گیج است ! و حالش خراب می باشد.
باز جناب سید هاشم حداد نقل کردند:
دختر دو ساله ای داشتم که از دنیا رفت. در آن زمان بنده حالی داشتم که مرگ و حیات را تشخیص نمی دادم و برایم مساوی بود.
چون جنازه را به همراه پدر زنم برای غسل و کفن و دفن بردیم، من گریه نمی کردم؛ ولی او خیلی گریان بود و می گفت: این پدر عجب سنگ دل و بی رحم است و به همین علت مدتی با بنده قهر بود.
جناب حداد نوه ای نیز داشتند، که شبیه مرحوم علامه قاضی بود و بسیار به او علاقه داشت.
این کودک نیز به علت بیماری که در اثر مشکلات و سختی های زندگی بوجود آمده بود از دنیا رفت و آقا بدون اختیار اشکشان سرازیر می شود.
علامه تهرانی می گوید: به آقا گفتم مگر میل به حیات این طفل نبود تا خداوند اراده حیات کند و مرگ را برگرداند. فرمودند: آری! اما بعضی اوقات امر از آن طرف غلبه می کند و میل و اراده را از ین طرف می رباید.
منبع سایت صالحین
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
سران بهاييت در دستوري تشکیلاتی خواستهاند تا آمار بهاييان حاضر در كشور بزرگ نمایی شده و تعداد را از آن چه كه هست بیشتر نشان دهند.
به گزارش «جهان»، بر اساس نتایج حاصل از سر شماری عمومی، تعداد بهاییها در ایران در سال 1375، كمتر از 25صدم درصد جمعيت كل كشور بوده است . این آمار در سال 1385به 37صدم درصد افزایش یافته، اما به میزاني كه بهاييان به آن اعتقاد دارند، نرسیده است. گفته ميشود سران بهاييت در دستوري تشکیلاتی خواستهاند تا آمار بهاييان حاضر در كشور بزرگ نمایی شده و تعداد را از آن چه كه هست بیشتر نشان دهند. بر اساس مقایسه آمارهای منتشره از سوی مرکز آمار ایران، طی سالهای قبل از 75 كمتر از 40 هزار نفر بهایی در ایران حضور داشتند، اما بیت العدل مرکز بهایی واقع در رژیم صهیونیستی اين آمار را 300 هزار نفر اعلام كرده است. اين گزارش ميافزايد؛ سي ديهاي تبليغي بهائيت با عنوان «1200 كتاب در يك سي دي» در برخي ميادين و معابر پر رفت و آمد شهر همدان نيز توزيع ميشود. در اين سي دي هاي تبليغي، علاوه بر مطالبي وهنآميز درباره مقدسات و باورهاي اسلامي، به ترويج آموزههاي بهائيت پرداخته شده است. همچنين در بخشي از اين سي دي ها، ادعاهاي مكاتب ضد ديني و داستانهاي غيراخلاقي گنجانده شده است. برخي افراد با اهداف خاص به دنبال توزيع اين سي دي ها در بين مردم و بويژه دانش آموزان و دانشجويان به بهانه هاي مطالعه هاي غير درسي و روشنفكري هستند، تا بتوانند هواداراني را در بين جوانان و مردم پيدا كنند. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
اشاره:
پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) نه تنها چگونگى زندگى آن حضرت را در هاله اى از اسرار فرو برده كه بسيارى از موضوعات مربوط به حيات آن حضرت را نيز جزو امور پنهان نظام هستى قرار داده است. يكى از مهم ترين اين امور پنهان، محل زندگى آن حضرت در طول غيبت ايشان است. از اين رو بسيارى علاقه مندند بدانند كه خورشيد پنهان در كدامين بخش از اين كره خاكى به گذران عمر مى پردازد و به بيان ديگر كدامين قسمت از زمين اين منزلت را دارد؟ در اين مقاله تلاش شده كه به اين پرسش پاسخ داده شود. ميليونها انسان عاشق و شيفته صدها سال است كه در هر پگاه آدينه زبان به ندبه مى گشايند و اين گونه مى سرايند: ليت شعرى أين استقرّت بك النّوى بل أىّ أرض تقلّك اوثرى: أبرضوى أو غيرها أم ذى طوى؟ عزيز علىّ أن أرى الخلق ولاترى.1 اى كاش مى دانستم در چه جايى منزل گرفته اى و چه سرزمين و مكانى تو را دربر گرفته است! آيا در كوه رضوايى و يا جاى ديگرى و يا در ذى طوى هستى؟ دشوار است بر من كه مردمان را ببينم و تو ديده نشوى. حال براى روشن شدن اين موضوع، پاى به گلستان كلام معصومين(ع) مى گشاييم و با سيرى در كلام نورانى ايشان از آن انفاس قدسى براى حل اين معما استمداد مى طلبيم. با يك نگاه كلى در اين بوستان پر طراوت به چهار دسته روايت در اين موضوع برمى خوريم كه هر يك، محل زندگى آن حضرت را در دوره اى از حيات پر بركت ايشان به تصوير كشيده است. اگر چه در مورد برخى دوره ها صراحت و روشنى بيشترى وجود دارد و برخى از دوره ها بنا بر عللى به اجمال و ابهام پاسخ داده شده است. اين دوره ها عبارتند از: 1. دوران زندگى با پدر بزرگوار خود امام حسن عسكرى(ع) (260-255ق) شكى نيست كه آن امام همام در شهر سامرا و در خانه پدرش امام حسن عسكرى(ع) ديده به جهان گشود و تا پايان عمر شريف پدر خود در كنار آن حضرت مى زيست. اين دوران بنا بر قول مشهور از نيمه شعبان سال 255ق آغاز و در هشتم ربيع الاول سال 260ق پايان يافت. علاوه بر نقل موثق تاريخى، افراد فراوانى از اين حادثه بزرگ پرده برداشته اند: شيخ صدوق(ره) در كتاب شريف كمال الدين و تمام النعمه - كه يكى از مهم ترين كتابهاى نگاشته شده در موضوع مهدويت است - داستان ولادت حضرت مهدى(ع) را اين گونه نقل كرده است: حكيمه، دختر امام جواد(ع) گويد: امام حسن عسكرى(ع) مرا نزد خود فراخواند و فرمود: اى عمه! امشب افطار نزد ما باش كه شب نيمه شعبان است و خداى متعال امشب حجت خود را كه حجت او بر روى زمين است ظاهر سازد. گفتم: مادر او كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فداى شما شوم اثرى در او نيست. فرمود: همين است كه به تو مى گويم. آمدم و چون سلام كردم و نشستم نرجس آمد كفش مرا بردارد و گفت: اى بانوى من و بانوى خاندانم، حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و بانوى خاندان من هستى. از كلام من ناخرسند شد و گفت: اى عمه جان! اين چه فرمايشى است؟ بدو گفتم: اى دخترجان! خداى متعال امشب به تو فرزندى عطا فرمايدكه در دنيا و آخرت آقاست...2 . آن گاه به صورت مفصل داستان را ذكر كرده است. اين روايت از مهم ترين روايات درباره ولادت حضرت مهدى(ع) است و دلالت بر ولادت حضرت مهدى(ع) در خانه امام عسكرى(ع) در سامرا دارد. »ضوء ابن على« از مردى از اهل فارس كه نامش را برده نقل مى كند كه: به سامرا آمدم و در خانه امام حسن عسكرى(ع) ملازم شدم. حضرت مرا طلبيد، من وارد شدم و سلام كردم. فرمود: براى چه آمده اى؟ عرض كردم: براى اشتياقى كه به خدمت شما داشتم. فرمود: پس دربان ما باش. من همراه خادمان، در خانه حضرت بودم، گاهى مى رفتم هر چه احتياج داشتند از بازار مى خريدم و زمانى كه در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد مى شدم. روزى [بدون اجازه] بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود. ناگاه در اتاق حركت و صدايى شنيدم، پس فرياد زد: بايست. حركت مكن! من جرأت درآمدن و بيرون رفتن نداشتم، پس كنيزكى كه چيز سر پوشيده اى همراه داشت از نزد من گذشت. آنگاه مرا صدا زد كه درآى، من وارد شدم و كنيز را هم صدا زد. كنيز نزد حضرت بازگشت. حضرت به او فرمود: از آنچه همراه دارى روپوش بردار. كنيز از روى كودكى سفيد و نيكوروى پرده برداشت و خود حضرت روى شكم كودك را باز كرد، ديدم موى سبز كه به سياهى آميخته بود از زير گلو تا نافش روئيده است. پس فرمود: اين است صاحب شما و به كنيز امر فرمود كه او را ببرد. پس من آن كودك را نديدم، تا امام حسن عسكرى(ع) وفات كرد.3 نه تنها بستگان نزديك و خدمتگزاران بيت امامت، آن حضرت را در شهر سامرا و در خانه امام عسكرى(ع) ديده اند كه بسيارى از ياران و خواص اصحاب امامت به شرف ديدار آن جمال چون آفتاب نائل آمده اند و همگى حكايت از مدعاى زندگى امام مهدى(ع) در كنار پدر در شهر سامرا دارد. »يعقوب بن منقوش« گويد: بر امام حسن عسكرى(ع) وارد شدم و او بر سكويى در سرا نشسته بود و سمت راست او اتاقى بود كه پرده هاى آن آويخته بود. گفتم: اى آقاى من صاحب الامر كيست؟ فرمود: پرده را بردار. پرده را بالا زدم، پسر بچه اى به قامت پنج وجب بيرون آمد با پيشانى درخشان و رويى سپيد و چشمانى دفرّافشان و دو كف ستبر و دو زانوى برگشته. خالى برگونه راستش و گيسوانى بر سرش بود. آمد و بر زانوى پدرش ابو محمد نشست. آن گاه به من فرمود: اين صاحب شماست. سپس برخاست و امام بدو گفت: پسرم! تا وقت معلوم داخل شو و او داخل اتاق شد و من بدو نگريستم. پس به من فرمود: اى يعقوب! به داخل بيت برو و ببين آنجا كيست. من داخل شدم اما كسى را نديدم.4 همچنين »احمد بن اسحاق« گويد: بر امام حسن عسكرى(ع) وارد شدم و مى خواستم از جانشين پس از وى پرسش كنم. او آغاز سخن كرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق خداى متعال از زمان آدم(ع) زمين را خالى از حجت نگذاشته است و تا روز قيامت نيز خالى از حجت نخواهد گذاشت. به واسطه اوست كه بلا را از اهل زمين دفع مى كند و به خاطر اوست كه باران مى فرستد و بركتهاى زمين را بيرون مى آورد. گفتم: اى فرزند رسول خدا، امام و جانشين پس از شما كيست؟ حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالى كه بر شانه اش كودكى سه ساله بود كه صورتش مانند ماه شب چهارده مى درخشيد. فرمود: اى احمد بن اسحاق! اگر نزد خداى متعال و حجت هاى او گرامى نبودى اين فرزند را به تو نمى نمودم. او هم نام و هم كنيه رسول خدا(ص) است. كسى است كه زمين را پر از عدل و داد مى كند؛ همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد. اى احمد بن اسحاق! مثل او در اين امت، مثل خضر و ذوالقرنين است. او غيبتى طولانى خواهد داشت كه هيچ كس در آن نجات نمى يابد، مگر كسى كه خداى متعال او را در اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعا به تعجيل فرج موفق سازد. احمد بن اسحاق گويد: گفتم: اى مولاى من! آيا نشانه اى هست كه قلبم بدان اطمينان يابد؟ آن كودك به زبان عربى فصيح به سخن درآمد و فرمود: أنا بقيّةاللَّه فى أرضه والمنتقم من أعدائه. اى احمد بن اسحاق! پس از مشاهده، جست وجوى نشان مكن. احمد بن اسحاق گويد: من شاد و خرم بيرون آمدم.5 بنا بر روايات فوق و دهها روايت ديگر ترديدى نخواهد ماند بر اين كه حضرت مهدى(ع) در طول حيات امام عسكرى(ع) همراه ايشان و در شهر سامرا مسكن و مأواى داشته اند و اگر چه در اين دوران نيز مخفيانه زندگى مى كرده اند ولى عده فراوانى از نزديكان و شيعيان ايشان را ديده اند. 2. دوران غيبت صغرا (260 تا 329ق.) غيبت صغرا عبارت است از دوران پنهان زيستى كوتاه مدت حضرت مهدى(ع) كه طبق نظر مشهور با شهادت امام حسن عسكرى(ع) (سال 260ق.) آغاز شده و با رحلت چهارمين نايب خاص آن بزرگوار (سال 329ق.) به پايان رسيده است كه مجموعاً 69 سال مى شود. اگر چه به روشنى محل زندگى آن حضرت در اين دوران مشخص نيست ولى از روايات و قرائن به دست مى آيد كه اين مدت را حضرت عمدتاً در دو منطقه سپرى كرده اند: يكى منطقه عراق و ديگر مدينه منوره كه البته روايات متعددى بر اين مطلب دلالت دارد. از امام صادق(ع) در اين زمينه نقل شده است كه فرمود: للقائم غيبتان إحداهما قصيرة والأخرى طويلة. الغيبة الأولى لايعلم بمكانه فيها إلّا خاصّة شيعته والأخرى لايعلم بمكانه فيها إلّا خاصّة مواليه.6 براى [حضرت] قائم(ع) دو غيبت است. يكى كوتاه و ديگرى طولانى. در غيبت اول جز شيعيان مخصوص از جاى آن حضرت خبر ندارند و در غيبت ديگر جز دوستان مخصوصش از جاى او خبر ندارند. در دوران غيبت صغرا، از سفيران چهارگانه (نواب خاص) كسى نزديك تر به آن حضرت ذكر نشده است و ايشان هم تماماً در عراق و همواره با حضرت در ارتباط بوده اند و توقيعات فراوانى از طرف حضرت به دست آنها شرف صدور يافته است. بنابراين مى توان گفت بخشى از عمر آن حضرت در اين دوران در عراق سپرى شده است. دسته اى ديگر از روايات به صورت مطلق (بدون در نظر گرفتن صغرا و كبرا بودن غيبت) زندگى حضرت را در دوران غيبت در مدينه منوره ذكر كرده اند كه با توجه به روايات دسته نخست مى توان گفت بخشى از عمر آن حضرت نيز در مدينه سپرى شده است. امام باقر(ع) در اين باره فرمود: لابدّ لصاحب هذا الأمر من عزلة... و نعم المنزل طيّبة.7 به ناگزير براى صاحب اين امر عزلت و گوشه گيرى خواهد بود... و طيبه (مدينه) چه منزلگاه خوبى است. همين روايت در كتاب شريف اصول كافى با اندك تفاوتى از امام صادق(ع) اين گونه روايت شده است: لابدّ لصاحب هذا الأمر من غيبة ولابدّ له فى غيبتة من عزلة و نعم المنزل الطيّبة.8 به ناچار صاحب الامر غيبت كند و به ناچار در زمان غيبتش گوشه گيرى كند، چه خوب منزلى است طيبه (مدينه). هم چنين ابوهاشم جعفرى مى گويد: به امام عسكرى(ع) عرض كردم: بزرگوارى شما مانع مى شود تا از شما پرسش نمايم، پس اجازه بفرماييد سؤالى بپرسم. حضرت فرمود: بپرس. عرض كردم: اى آقاى من! آيا فرزندى داريد؟ فرمود: بله. گفتم: اگر اتفاقى رخ داد كجا او را پيدا كنيم؟ پس فرمود: در مدينه.9 بنابراين جمع بين دو دسته روايات به اين صورت است كه آن حضرت در مدينه حضور داشته اند؛ ولى به خاطر ارتباطى كه آن حضرت با نواب خاص داشته اند بخشى از عمر خود را در عراق سپرى نموده اند. 3. دوران غيبت كبرا اصطلاحاً غيبت كبرا به مدت زمان پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) گفته مى شود كه با وفات آخرين نايب خاص در سال 329ق آغاز و همچنان ادامه دارد و تنها خداوند متعال است كه پايان آن را مى داند. اين دوران ويژگيهايى دارد كه آن را از دوران غيبت صغرا كاملاً متمايز مى سازد كه از جمله آن ويژگيها كامل شدن غيبت آن حضرت است. به همان اندازه كه پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) در اين دوران به كمال مى رسد و نيابت و سفارت همانند دوران غيبت صغرا وجود ندارد، محل زندگى آن حضرت نيز نامشخص تر مى شود و در اين دوران است كه هرگز به طور قطع نمى توان مشخص نمود آن حضرت در كجا زندگى مى كند. البته روايات در اين باره به محلهاى مختلفى اشاره كرده اند كه برخى از آنها از اين قرارند: الف) مدينه طيبه همان طور كه قبلاً نيز اشاره شد برخى از روايات به صورت عام و بدون قيد زمان غيبت صغرا، مدينه را به عنوان جايگاه آن حضرت در دوران غيبت مورد اشاره قرار داده اند. ب) ناحيه ذى طوى ناحيه ذى طوى در يك فرسخى مكه و داخل حرم قرار دارد و از آنجا خانه هاى مكه ديده مى شود. برخى از روايات آن محل را به عنوان جايگاه حضرت مهدى(ع) در دوران غيبت معين كرده اند. امام باقر(ع) در اين باره فرمود: يكون لصاحب هذا الأمر غيبة فى بعض هذه الشّعاب و أومأ بيده إلى ناحية ذى طوى.10 صاحب اين امر را در برخى از اين درّه ها غيبتى است و با دست خود به ناحيه ذى طوى - كه نام كوهى است در اطراف مكه - اشاره نمود. در برخى ديگر از روايات نيز ذكر شده كه حضرت مهدى(ع) قبل از ظهور در »ذى طوى« به سر مى برد و آن گاه كه اراده الهى بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد از آنجا وارد مسجدالحرام مى شود. امام باقر(ع) در اين باره فرموده اند: إنّ القائم يهبط من ثنيّة ذى طوى فى عدّة أهل بدر ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلاً حتى يسند ظهره إلى الحجر الأسود و يهتزّ راية الغالبة.11 قائم(ع) در ميان گروهى به شمار اهل بدر - سيصد و سيزده تن - از گردنه ذى طوى پايين مى آيند تا آن كه پشت خود را به حجرالاسود تكيه مى دهد و پرچم پيروز را به اهتزاز درمى آورد. ج) دشتها و بيابانها از برخى روايات نيز استفاده مى شود كه آن حضرت در طول غيبت كبرا محل خاصى ندارد و همواره در سفر به سر مى برد. از امام باقر(ع) نقل شده است كه وقتى شباهتهاى حضرت مهدى(ع) به انبيا را بيان نمودند چنين فرمودند: و امّا شبهه من عيسى فالسّياحة12. و اما شباهت حضرت مهدى(ع) به حضرت عيسى(ع) جهانگردى [و نداشتن مكانى خاص] است. در توقيعى كه از حضرت مهدى(ع) به نام شيخ مفيد صادر شده است، نيز به نامعلوم بودن مكان حضرت مهدى(ع) اشاره شده است. در آن نوشته چنين آمده است: ... و إن كنّا ثاوين بمكاننا النّائى عن مساكن الظالمين حسب الّذى أراناه اللَّه لنا من الصّلاح شيعتنا المؤمنين فى ذلك مادامت دولة الدنيا للفاسقين... .13 ... با اين كه ما براساس فرمان خداوند و صلاح واقعى ما و شيعيان مؤمن مان تا زمانى كه حكومت در دنيا در اختيار ستمگران است در نقطه اى دور و پنهان از ديده ها به سر مى بريم... . همچنين در پاره اى از ملاقاتهاى معتبر كه در دوران غيبت كبرا نقل شده است، حضرت به اين نكته اشاره فرموده اند. »على بن ابراهيم بن مهزيار« پس از نقل ملاقات خود با حضرت مهدى(ع) به نقل از ايشان چنين مى گويد: آن حضرت فرمود: يابن المازيار أبى أبو محمد عهد إلىّ ألّا أجاور قوماً غضب اللَّه عليهم... وأمرنى ألّا أسكن من الجبال إلّا وعرها ولا من البلاد إلّا قفرها.14 همانا پدرم ابو محمد با من عهد فرمودند كه در مجاورت قومى كه خداوند بر آنان غضب كرده است قرار نگيرم... و به من فرمود كه در كوهها ساكن نشوم مگر قسمتهاى سخت و پنهان آن و در شهرها ساكن نشوم مگر شهرهاى متروكه و بى آب و علف. اين نامعلوم بودن محل زندگى آن حضرت در دوران غيبت كبرا سبب شده تا عده اى به گمانه زنى هايى بعضاً سست و واهى بپردازند و به طرح محلهايى كه اثبات آنها كارى بس مشكل است روى آورند. افسانه جزيره خضرا يا مثلث برمودا و مانند آن حكايتهايى است كه در تاريخ پر فراز و فرود اين اعتقاد رخ نموده است، ولى همواره روشنگرانف اين مذهبف حق، مردم را از لغزش در اين بيراهه ها برحذر داشته اند. 4. دوران ظهور و حكومت مهدى(ع) دوران ظهور كه درخشان ترين فراز تاريخ و بهترين دوران حيات انسانى است، ويژگيهاى فراوانى دارد كه از جمله مهم ترين آنها حاكميت آخرين معصوم و حجت الهى است. درباره محل زندگى حضرت مهدى(ع) و حكومت آن حضرت در عصر ظهور، روايات فراوانى وجود دارد. عمدتاً در اين روايات، مسجد سهله را منزل آن حضرت و شهر كوفه را به عنوان پايگاه حكومتى آن حضرت معرفى كرده اند. مسجد سهله شرافت بسيارى دارد؛ از جمله در روايات ذكر شده كه در اين مسجد، هزاران پيامبر به نماز ايستاده اند. »صالح بن ابوالاسود« گويد: امام صادق(ع) سخن از مسجد سهله راند، آنگاه فرمود: أما إنّه منزل صاحبنا إذا قام بأهله.15 به درستى كه مسجد سهله منزل صاحب ماست آنگاه كه [پس از قيام] با اهل خود در آنجا فرود آيد. هم چنين آن حضرت به ابابصير فرمود: يا أبا محمد كأنّى أرى نزول القائم فى مسجد السّهلة بأهله و عياله. اى ابا محمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مى بينم كه با زن و فرزندانش در آن نازل مى شوند. ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانه اش خواهد بود؟ حضرت فرمود: نعم، هو منزل إدريس و ما بعث اللَّه نبيّاً إلّا وقد صلّى فيه والمقيم فيه كالمقيم فى فسطاط رسول اللَّه و ما من مؤمن ولا مؤمنة إلّا و قلبه يحنّ إليه و ما من يوم ولا ليلة إلّا والملائكة يأوون إلى هذا المسجد يعبدون اللَّه.16 آرى، اين مسجد، منزل ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت، مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد. هر كس در اين مسجد بماند مانند آن است كه در خيمه رسول خدا(ص) اقامت كرده است. هيچ مرد و زن مؤمنى نيست، مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پرمى كشد. روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مى برند و در آن به عبادت خدا مى پردازند. همان طور كه اشاره شد، كوفه نيز مركز حكومت مهدى(ع) قلمداد شده است. چگونگى زندگى در عصر ظهور به روشنى مشخص نشده ولى به نظر مى رسد تفاوت بسيارى با نحوه زندگى امروزى داشته باشد. تكامل علوم بشرى، كمال عقلانى بشر، توسعه خارق العاده امكانات و رفاه عمومى، امنيت فراگير بر كل كره زمين و... به طور قطع، ويژگيهايى را براى زندگى در آن زمان ايجاد خواهد نمود كه امروز درك دقيق آن براى ماكارى بس مشكل است. از امام باقر(ع) نقل شده كه در بخشى از يك روايت طولانى فرمود: ثمّ يتوجّه إلى الكوفة فينزلها و تكون داره.17 آن گاه [حضرت مهدى(ع)] به سوى كوفه مى رود پس آنجا را براى منزل برمى گزيند و كوفه خانه او خواهد بود. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
واقعا تبرئه موسویان آرامشی برای آرمانخواهی باقی نمی گذارد اما دهان ما هم بسته است به خدا. هر روز منتظریم که نکند این یک وبلاگ را که در آن آزادانه می نویسیم از ما بگیرند و قوه قضائیه و مجمع تشخیص همچنان بتازانند ...
می ترسم که همین یک لقمه نانمان را هم بگیرند و فردا ما هم به اتهام تشویش اذهان عمومی و اخلال در نظم کشور بازداشت شویم و بدنام؛ و شرمنده خانواده شویم که چرا مصلحت اندیش نبودیم ... اصلا حوصله تحلیل ماجرا را ندارم ولی اگر ما هم مانند خیلی های دیگر آرام بمانیم، پس تکلیف پیر جماران بر خود را چه کنیم که ما را مکلف به آرمانخواهی کرد؟! حسين موسويان عضو تيم مذاكره كننده هسته اي ايران در دولت خاتمي، از دوره ریاست هاشمي رفسنجانی مورد ظن مقامات اطلاعات بود، ولی به دليل نزديكي اش با هاشمي، كسی جرأت نزدیك شدن به وی را نداشت.
بعد از این كه مقامات مذاكره كننده جدید در مذاكره خود احساس كردند طرفهای مذاكره از تصمیمات و پیشنهادات مقامات ایرانی مطلع هستند، موسویان بیشتر تحت نظر قرار گرفت و سرانجام وزارت اطلاعات به این نتیجه رسید كه منفذ اطلاعاتی، حسين موسویان است. وي ارديبهشت ماه سال 86 توسط وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي دستگیر شد. * موسویان اطلاعاتی از مسائل مختلف كشور بویژه مسایل هسته ای كشور را در اختیار سفارت انگلیس و ژاپن قرار داده است. * موسويان مدت ها با عوامل اطلاعاتي سرويس هاي انگليس و ژاپن در تماس بوده و حتي صداي او در برخي مذاكرات تلفني نيز ضبط شده است. به طور مثال موسويان در يكي از همين مذاكرات تلفني به طرف خارجي مي گويد با پشتيباني شما مجلس هشتم را فتح خواهيم كرد! * از منزل موسويان 86 سند به كلي سري و 51 سند سري و محرمانه نظام به دست آمده است. * برخي اسناد مربوط به دوره قبلي وزارت اطلاعات توسط موسويان به انگليسي ها داده شده است. وي در قبال اين خدمات، ويزاي 5 ساله انگليس را گرفته است. *موسويان در يك مذاكره پنهاني به طرف انگليسي يادآور شده كه دولت هزينه مركز تحقيقات استراتژيك را كاهش داده و لذا لازم است انگليسي ها در اين باره كمك هايي به مركز نمايند. كه در ازاي اين درخواست طرف انگليسي هزينه برگزاري چند كنفرانس در داخل و خارج كشور را پرداخت كرده است. +( قابل توجه دوستان اطلاعاتی و مدعی العموم عزیز؛ کلیه اطلاعات ذکر شده در این مطلب درباره اقدامات موسویان، از سایر رسانه ها جمع آوری شده است و پیش از این نیز در خرداد ۸۶ در همین وبلاگ منتشر شده بود)+ منبع وبلاگ خبرنگار مسلمان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
يكي از اعضاي پارلمان سوريه اعلام كرد كه راكتور هستهيي ديموناي رژيم صهيونيستي در برد موشكي سوريه است.
به گزارش ايسنا به نوشتهي روزنامهي يديعوت آحارونوت -چاپ رژيم صهيونيستي- دكتر محمود حبش، عضو پارلمان سوريه گفت: هيچ چيزي در چنين موقعيتي اشتياق سربازان سوري را متوقف نخواهد كرد. وي در مصاحبهاي با روزنامهي عربي-اسراييلي "مع الحدث" كه پنجشنبه منتشر شد، با اعلام اين كه راكتور هستهيي اسراييل ممكن است در چنين وضعي، هدف قرار گيرد به اسراييل هشدار داد تا به سوريه حمله نكند. مقامات سوري عنوان كردند كه اين كشور چگونگي واكنش به حملهي رژيم صهيونيستي را بررسي ميكند. حبش افزود: معقول است كه فرض كنيم اسراييل ممكن است گامهاي ماجراجويانهاي بردارد. سال گذشته اسراييليها تصميم گرفتند كه مانورهاي خطرناكي برگزار كنند و آنها در حال باختن جنگ بودند، حتي امروز كه هنوز هم باختهي اين جنگ هستند، اصرار به جنگ دارند. در اين مصاحبه آمده است: امكان اين كه اسراييل بخواهد حاكميت و تماميت ارضي سوريه را نقض كند وجود دارد و ما اين را منتفي نميدانيم، اگرچه نميخواهيم به اين مرحله برسيم و خواهان بدتر شدن اوضاع نيستيم. از حبش كه يكي از سخنگوهاي سرشناس سوري در رسانهها است، در مورد توانايي سوريه در متوقف كردن حملهي اسراييل سوال شد كه وي در پاسخ گفت: راكتور ديمونا در تيررس موشكهاي ما قرار دارد. هيچ چيز اشتياق سرباز و جنگجوي سوري را در چنين شرايطي متوقف نميكند. اين عضو پارلمان سوريه هم چنين در مورد مسايل مربوط به مذاكرات سوريه و رژيم صهيونيستي بحث كرد. به گفتهي حبش هيچ رابطهي پشت پردهاي ميان سوريه و اسراييل وجود ندارد و دمشق تنها مذاكرات عمومي را حمايت ميكند كه خواستههاي خود را در آن به طور شفاف بيان كرده است يعني بازگرداندن بلنديهاي جولان و هم چنين بازگشت نيم ميليون پناهندهي فلسطيني به فلسطين كه در حال حاضر در سوريه ساكن هستند. وي اضافه كرد: هر دفعه كه اسراييليها اعلام كردند كه روابط مخفي ميان اين رژيم و سوريه وجود دارد اما سريع معلوم ميشود كه اين اظهارنظرها فقط به خاطر نگرانيهاي داخلي سياسي در تل آويو بيان ميشوند. ما براي مذاكرات عمومي آماده هستيم، اگر چنين است ديگر چرا بايد از مذاكرات مخفي استفاده كنيم. حبش به مصاحبه كننده گفت: ميانجيگري ميان سوريه و اسراييل هيچ گاه پايان نيافته است، روسها علاوه بر تركها و بان كي مون، دبيركل سازمان ملل و چند كشور ديگر كه منافع دوگانه در اين رابطه دارند، نيز در اين ميان ميانجيگري ميكنند. وي خبر داد، در صورتي كه نيم ميليون پناهندهي فلسطيني كه در حال حاضر در سرزمين سوريه زندگي ميكنند، به سرزمين خودشان در فلسطين برگردانده شود و بلنديهاي جولان هم چون گذشته به سوريه بازگردانده شود، بنابراين ما ميتوانيم بگوييم خدا را شكر و از اين روابط صلح آميز كه مدتهاست انتظار آن را ميكشيم، لذت ببريم. در همين حال حبش وعده داده تا زماني كه مذاكرات با رژيم صهيونيستي تمام نشود عادي سازي روابط با اين رژيم صورت نخواهد گرفت. وي در اين رابطه گفت: سوريه به عادي سازي روابط پيش از صلح با اسراييل فكر نميكند، به اين دليل كه عادي سازي رايگان يعني رشوه دادند. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
نهادهاي امنيتي و نظارتي از برگزاري نمايشگاه کتاب توسط انجمن حجتيه، در يکي از استان هاي شمالي کشور جلوگیری کرد.
به گزارش خبرگزاری شبستان، با هوشیاری ماموران نهادهاي امنيتي و نظارتي یکی از استانهای شمالی کشور از برپایی نمایشگاه کتاب این گروه جلوگیری به عمل آمد. بنا بر این گزارش از دو سال پیش عده ای از فعالان این انجمن که تحت پوشش یک موسسه انتشاراتی موسوم به "رايحه" اقدام به برگزاري نمايشگاه تخصصي کتاب کرده بود، موفق به کسب مجوز از اداره ارشاد براي برپايي نمايشگاه مذکور در سال جاري نشد. لازم به ذکر است که این گروه انحرافی پس از سرخوردگی از کودتای 28 مرداد سال 32 توسط "شیخ محمود تولایی" معروف به "حلبی" با هدف مبارزه با گسترش روزافزون بهائیت در ایران تاسیس شد. این افراد از مخالفین اصلی شکل گیری انقلاب به رهبری امام خمینی بودند. پس از پیروزی انقلاب با بالا گرفتن اختلافها میان انجمن حجتیه و پارهای ازسران نظام و ارگانها و نهادها، امام خمینی (ره) در روز سهشنبه 21 تیرماه 1362 در سخنانی فرمود: یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چه میآید؟ حضرت صاحب میآید که معصیت را بردارد. ما معصیت میکنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دستهبندیها را برای خاطر خدا، اگر مسلمانید، و برای خاطر کشورتان، اگر ملی هستید، این دستهبندیها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش میبرد، در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست. در پی این سخنان، چند روز بعد در اول مرداد 1362، انجمن با صدور اعلامیهای کلیه جلسات و فعالیتها و برنامههای علنی خود را تعطیل اعلام کرد. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
خدابا به حق دل رنج دیده ی پیامبر(ص) به اشک دیده ی زهرا(س) به فرق شکسته ی علی (ع) به جگر پاره پاره ی حسن (ع) به گلوی بریده حسین (ع) به سجود عالی سجاد(ع) به سکوت باقر(ع) به صدق صادق(ع) به صبر کاظم(ع) به غربت رضا(ع) به جوانی جواد(ع) به هدایت هادی (ع) و به پدر حجت ابن الحسن(عج) ، ظهور مهدی ات را نزدیک بگردان . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
هاليوود براي پيشبرد اهداف كاخ سفيد و ضديت با دين و دين مداري مردم جهان با ساخت يك فيلم ريشخندآميز تصوير مسيح و اعتقادات دينداران جهان را به سخره ميگيرد.
به گزارش آینده روشن، به نقل از رويترز، داستان اين فيلم با توهين به مسيحيت و اعتقادات مسيحيان جهان،راوي زندگي مسيح و يك برادر دوقلوي شيطان صفت است. عنوان اين فيلم سيزدهمين حواري است و روبرت سيگل آن را در هندو كارگرداني ميكند. در اين فيلم نشان داده ميشود كه دو برادر باستان شناس دوقلوي در تحقيقي در مورد زندگي حضرت مسيح در مييابند كه اين پيامبر آسماني برادر دوقلوي شيطان صفتي داشته است كه روحش اكنون با گذشت بيش دو هزار سال از تولدش رياست يك فرقه مذهبي هندي را بر عهده دارد . توليد اين فيلم نشان دهنده پيوند دوگانه سياستهاي هاليوود براي شرق ستيزي و دين ستيزي در ناخود آگاه مردم جهان است، زيرا از يك سو با توهين به ولادت پاك و آسماني حضرت مسيح (ع) به اركان اعتقادي مسلمانان و مسيحيان جهان ضربه ميزند و از سوي ديگر مردم هند و به شكل كلي شرق و مردم شرق را پيرو شيطان تصوير ميكند. اين فيلم با صرف هزينهاي برابر ۵ميليون دلار ساخته ميشود كه به دليل انتخاب هندوستان به عنوان محل توليد آن هزينه قابل قبولي به شمار ميرود. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
روزنامه مراکشي «التجديد» با اعلام خبري حيرتآور، از ازدواج رسمي دو همجنسباز و برگزاري جشن عروسي آنها خبر داد که جمع زيادي از دوجنسههاي شهر «القصر الکبير» مراکش در آن شرکت کرده بودند.
به گزارش پايگاه خبري تقريب، شبکه خبري «العربيه» نيز با نقل دوباره اين خبر توضيح داد: شش نفر از کساني که در برپايي جشن عروسي نقش داشتهاند، توسط مقامات اين کشور بازداشت شده که از جمله آنها، داماد جوان به نام «فواد» است. وي در شهر «القصر الکبير» فروشنده مشروبات الکلي بوده و در تمام شهر نيز به همجنسبازي معروف است. هفته گذشته شهر زيباي «القصر» در شمال مراکش، صحنه راهپيماييها و مخالفتهاي بسياري بوده که از سوي مردم اين شهر عليه پديده جديد «دوجنسههاي مراکش» صورت گرفته است. حاکم قانوني اين شهر نيز آموزشهاي ويژهاي براي پليس «القصر» در نظر گرفته تا به بهترين شکل با اين موضوع جنجالانگيز برخورد کنند. نبايد فراموش کرد که کشور مراکش، ساختار و نظامي اسلامي داشته و مرکزيت آيسيسکو (سازمان علمي، تربيتي و فرهنگي اسلامي) در آنجا وجود دارد. در روزگار پيشين، تشکيل حکومت اسلامي تنها پل ارتباطي جهان اسلام و دنياي غرب بوده و از آنجا بود که سپاه اسلام وارد اندلس شد. پس طبيعي است که چنين رفتاري اگر شکل عملي به خود بگيرد، مورد مخالفت گسترده مردم قرار خواهد گرفت. به همين دليل ديده شده است که مردم «القصر» در روزهاي گذشته با تجمعي در حدود ششصد نفر مرد و زن از خيابانهاي شهر گذشته و پي در پي شعار «اي قوم لوط خارج شويد که القصر ديگر پناهگاه شما نيست» را سر ميدادهاند. شايد همين چند سال پيش بود که يک دفعه خبر ازدواج افراد همجنسباز در بعضي کشورهاي اروپايي روي زبان افتاد و کار به جايي کشيد که اين امر، شکلي علني به خود گرفت. مراکش زماني پل ارتباط ميان مسلمانان و غرب بوده و از طريق تنگه «جبلالطارق» در اين منطقه بود که سپاهيان «طارق ابن زياد» از شاخ آفريقا به سرزمينهاي اروپايي سرازير شدند. آنچه ديده ميشود، اين است که شايد امروزه بار ديگر اين کشور پلي شده است که فرهنگ همجنسگرايي را از اروپا به سرزمينهاي شرقي وارد کند. گواه اينکه يکباره و بدون هيچ زمينهسازي خاصي، مجلس بزرگي برگزار ميشود که در آن قرار است دو همجنسباز ـ که از قضا يکي از آن دو بسيار معروف بوده و همه شهر او را به بيبندوباري و فساد جنسي ميشناسند و ديگري هم ناشناخته مانده است ـ به عقد هم درآمده و با هم زندگي کنند. جالب اينکه همه آيينها و آداب مربوط به ازدواج هم در جشن آنها رعايت شده و يک عروسي کامل بر مبناي سنتهاي رايج جامعه مراکش براي آنها برگزار ميشود. خوشبختانه بيداري و آگاهي ملت مسلمان يک بار ديگر موجب بيداري و آگاهي مسئولان و پليس شده و در حال حاضر پرونده اين عروسي مورد بررسي قرار گرفته و ظاهرا تا شناخته نشدن ابعاد مختلف آن و همچنين کساني که در پس پرده بودهاند، ادامه خواهد داشت. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
اشاره:
پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) نه تنها چگونگى زندگى آن حضرت را در هاله اى از اسرار فرو برده كه بسيارى از موضوعات مربوط به حيات آن حضرت را نيز جزو امور پنهان نظام هستى قرار داده است. يكى از مهم ترين اين امور پنهان، محل زندگى آن حضرت در طول غيبت ايشان است. از اين رو بسيارى علاقه مندند بدانند كه خورشيد پنهان در كدامين بخش از اين كره خاكى به گذران عمر مى پردازد و به بيان ديگر كدامين قسمت از زمين اين منزلت را دارد؟ در اين مقاله تلاش شده كه به اين پرسش پاسخ داده شود. ميليونها انسان عاشق و شيفته صدها سال است كه در هر پگاه آدينه زبان به ندبه مى گشايند و اين گونه مى سرايند: ليت شعرى أين استقرّت بك النّوى بل أىّ أرض تقلّك اوثرى: أبرضوى أو غيرها أم ذى طوى؟ عزيز علىّ أن أرى الخلق ولاترى.1 اى كاش مى دانستم در چه جايى منزل گرفته اى و چه سرزمين و مكانى تو را دربر گرفته است! آيا در كوه رضوايى و يا جاى ديگرى و يا در ذى طوى هستى؟ دشوار است بر من كه مردمان را ببينم و تو ديده نشوى. حال براى روشن شدن اين موضوع، پاى به گلستان كلام معصومين(ع) مى گشاييم و با سيرى در كلام نورانى ايشان از آن انفاس قدسى براى حل اين معما استمداد مى طلبيم. با يك نگاه كلى در اين بوستان پر طراوت به چهار دسته روايت در اين موضوع برمى خوريم كه هر يك، محل زندگى آن حضرت را در دوره اى از حيات پر بركت ايشان به تصوير كشيده است. اگر چه در مورد برخى دوره ها صراحت و روشنى بيشترى وجود دارد و برخى از دوره ها بنا بر عللى به اجمال و ابهام پاسخ داده شده است. اين دوره ها عبارتند از: 1. دوران زندگى با پدر بزرگوار خود امام حسن عسكرى(ع) (260-255ق) شكى نيست كه آن امام همام در شهر سامرا و در خانه پدرش امام حسن عسكرى(ع) ديده به جهان گشود و تا پايان عمر شريف پدر خود در كنار آن حضرت مى زيست. اين دوران بنا بر قول مشهور از نيمه شعبان سال 255ق آغاز و در هشتم ربيع الاول سال 260ق پايان يافت. علاوه بر نقل موثق تاريخى، افراد فراوانى از اين حادثه بزرگ پرده برداشته اند: شيخ صدوق(ره) در كتاب شريف كمال الدين و تمام النعمه - كه يكى از مهم ترين كتابهاى نگاشته شده در موضوع مهدويت است - داستان ولادت حضرت مهدى(ع) را اين گونه نقل كرده است: حكيمه، دختر امام جواد(ع) گويد: امام حسن عسكرى(ع) مرا نزد خود فراخواند و فرمود: اى عمه! امشب افطار نزد ما باش كه شب نيمه شعبان است و خداى متعال امشب حجت خود را كه حجت او بر روى زمين است ظاهر سازد. گفتم: مادر او كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فداى شما شوم اثرى در او نيست. فرمود: همين است كه به تو مى گويم. آمدم و چون سلام كردم و نشستم نرجس آمد كفش مرا بردارد و گفت: اى بانوى من و بانوى خاندانم، حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و بانوى خاندان من هستى. از كلام من ناخرسند شد و گفت: اى عمه جان! اين چه فرمايشى است؟ بدو گفتم: اى دخترجان! خداى متعال امشب به تو فرزندى عطا فرمايدكه در دنيا و آخرت آقاست...2 . آن گاه به صورت مفصل داستان را ذكر كرده است. اين روايت از مهم ترين روايات درباره ولادت حضرت مهدى(ع) است و دلالت بر ولادت حضرت مهدى(ع) در خانه امام عسكرى(ع) در سامرا دارد. »ضوء ابن على« از مردى از اهل فارس كه نامش را برده نقل مى كند كه: به سامرا آمدم و در خانه امام حسن عسكرى(ع) ملازم شدم. حضرت مرا طلبيد، من وارد شدم و سلام كردم. فرمود: براى چه آمده اى؟ عرض كردم: براى اشتياقى كه به خدمت شما داشتم. فرمود: پس دربان ما باش. من همراه خادمان، در خانه حضرت بودم، گاهى مى رفتم هر چه احتياج داشتند از بازار مى خريدم و زمانى كه در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد مى شدم. روزى [بدون اجازه] بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود. ناگاه در اتاق حركت و صدايى شنيدم، پس فرياد زد: بايست. حركت مكن! من جرأت درآمدن و بيرون رفتن نداشتم، پس كنيزكى كه چيز سر پوشيده اى همراه داشت از نزد من گذشت. آنگاه مرا صدا زد كه درآى، من وارد شدم و كنيز را هم صدا زد. كنيز نزد حضرت بازگشت. حضرت به او فرمود: از آنچه همراه دارى روپوش بردار. كنيز از روى كودكى سفيد و نيكوروى پرده برداشت و خود حضرت روى شكم كودك را باز كرد، ديدم موى سبز كه به سياهى آميخته بود از زير گلو تا نافش روئيده است. پس فرمود: اين است صاحب شما و به كنيز امر فرمود كه او را ببرد. پس من آن كودك را نديدم، تا امام حسن عسكرى(ع) وفات كرد.3 نه تنها بستگان نزديك و خدمتگزاران بيت امامت، آن حضرت را در شهر سامرا و در خانه امام عسكرى(ع) ديده اند كه بسيارى از ياران و خواص اصحاب امامت به شرف ديدار آن جمال چون آفتاب نائل آمده اند و همگى حكايت از مدعاى زندگى امام مهدى(ع) در كنار پدر در شهر سامرا دارد. »يعقوب بن منقوش« گويد: بر امام حسن عسكرى(ع) وارد شدم و او بر سكويى در سرا نشسته بود و سمت راست او اتاقى بود كه پرده هاى آن آويخته بود. گفتم: اى آقاى من صاحب الامر كيست؟ فرمود: پرده را بردار. پرده را بالا زدم، پسر بچه اى به قامت پنج وجب بيرون آمد با پيشانى درخشان و رويى سپيد و چشمانى دفرّافشان و دو كف ستبر و دو زانوى برگشته. خالى برگونه راستش و گيسوانى بر سرش بود. آمد و بر زانوى پدرش ابو محمد نشست. آن گاه به من فرمود: اين صاحب شماست. سپس برخاست و امام بدو گفت: پسرم! تا وقت معلوم داخل شو و او داخل اتاق شد و من بدو نگريستم. پس به من فرمود: اى يعقوب! به داخل بيت برو و ببين آنجا كيست. من داخل شدم اما كسى را نديدم.4 همچنين »احمد بن اسحاق« گويد: بر امام حسن عسكرى(ع) وارد شدم و مى خواستم از جانشين پس از وى پرسش كنم. او آغاز سخن كرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق خداى متعال از زمان آدم(ع) زمين را خالى از حجت نگذاشته است و تا روز قيامت نيز خالى از حجت نخواهد گذاشت. به واسطه اوست كه بلا را از اهل زمين دفع مى كند و به خاطر اوست كه باران مى فرستد و بركتهاى زمين را بيرون مى آورد. گفتم: اى فرزند رسول خدا، امام و جانشين پس از شما كيست؟ حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالى كه بر شانه اش كودكى سه ساله بود كه صورتش مانند ماه شب چهارده مى درخشيد. فرمود: اى احمد بن اسحاق! اگر نزد خداى متعال و حجت هاى او گرامى نبودى اين فرزند را به تو نمى نمودم. او هم نام و هم كنيه رسول خدا(ص) است. كسى است كه زمين را پر از عدل و داد مى كند؛ همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد. اى احمد بن اسحاق! مثل او در اين امت، مثل خضر و ذوالقرنين است. او غيبتى طولانى خواهد داشت كه هيچ كس در آن نجات نمى يابد، مگر كسى كه خداى متعال او را در اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعا به تعجيل فرج موفق سازد. احمد بن اسحاق گويد: گفتم: اى مولاى من! آيا نشانه اى هست كه قلبم بدان اطمينان يابد؟ آن كودك به زبان عربى فصيح به سخن درآمد و فرمود: أنا بقيّةاللَّه فى أرضه والمنتقم من أعدائه. اى احمد بن اسحاق! پس از مشاهده، جست وجوى نشان مكن. احمد بن اسحاق گويد: من شاد و خرم بيرون آمدم.5 بنا بر روايات فوق و دهها روايت ديگر ترديدى نخواهد ماند بر اين كه حضرت مهدى(ع) در طول حيات امام عسكرى(ع) همراه ايشان و در شهر سامرا مسكن و مأواى داشته اند و اگر چه در اين دوران نيز مخفيانه زندگى مى كرده اند ولى عده فراوانى از نزديكان و شيعيان ايشان را ديده اند. 2. دوران غيبت صغرا (260 تا 329ق.) غيبت صغرا عبارت است از دوران پنهان زيستى كوتاه مدت حضرت مهدى(ع) كه طبق نظر مشهور با شهادت امام حسن عسكرى(ع) (سال 260ق.) آغاز شده و با رحلت چهارمين نايب خاص آن بزرگوار (سال 329ق.) به پايان رسيده است كه مجموعاً 69 سال مى شود. اگر چه به روشنى محل زندگى آن حضرت در اين دوران مشخص نيست ولى از روايات و قرائن به دست مى آيد كه اين مدت را حضرت عمدتاً در دو منطقه سپرى كرده اند: يكى منطقه عراق و ديگر مدينه منوره كه البته روايات متعددى بر اين مطلب دلالت دارد. از امام صادق(ع) در اين زمينه نقل شده است كه فرمود: للقائم غيبتان إحداهما قصيرة والأخرى طويلة. الغيبة الأولى لايعلم بمكانه فيها إلّا خاصّة شيعته والأخرى لايعلم بمكانه فيها إلّا خاصّة مواليه.6 براى [حضرت] قائم(ع) دو غيبت است. يكى كوتاه و ديگرى طولانى. در غيبت اول جز شيعيان مخصوص از جاى آن حضرت خبر ندارند و در غيبت ديگر جز دوستان مخصوصش از جاى او خبر ندارند. در دوران غيبت صغرا، از سفيران چهارگانه (نواب خاص) كسى نزديك تر به آن حضرت ذكر نشده است و ايشان هم تماماً در عراق و همواره با حضرت در ارتباط بوده اند و توقيعات فراوانى از طرف حضرت به دست آنها شرف صدور يافته است. بنابراين مى توان گفت بخشى از عمر آن حضرت در اين دوران در عراق سپرى شده است. دسته اى ديگر از روايات به صورت مطلق (بدون در نظر گرفتن صغرا و كبرا بودن غيبت) زندگى حضرت را در دوران غيبت در مدينه منوره ذكر كرده اند كه با توجه به روايات دسته نخست مى توان گفت بخشى از عمر آن حضرت نيز در مدينه سپرى شده است. امام باقر(ع) در اين باره فرمود: لابدّ لصاحب هذا الأمر من عزلة... و نعم المنزل طيّبة.7 به ناگزير براى صاحب اين امر عزلت و گوشه گيرى خواهد بود... و طيبه (مدينه) چه منزلگاه خوبى است. همين روايت در كتاب شريف اصول كافى با اندك تفاوتى از امام صادق(ع) اين گونه روايت شده است: لابدّ لصاحب هذا الأمر من غيبة ولابدّ له فى غيبتة من عزلة و نعم المنزل الطيّبة.8 به ناچار صاحب الامر غيبت كند و به ناچار در زمان غيبتش گوشه گيرى كند، چه خوب منزلى است طيبه (مدينه). هم چنين ابوهاشم جعفرى مى گويد: به امام عسكرى(ع) عرض كردم: بزرگوارى شما مانع مى شود تا از شما پرسش نمايم، پس اجازه بفرماييد سؤالى بپرسم. حضرت فرمود: بپرس. عرض كردم: اى آقاى من! آيا فرزندى داريد؟ فرمود: بله. گفتم: اگر اتفاقى رخ داد كجا او را پيدا كنيم؟ پس فرمود: در مدينه.9 بنابراين جمع بين دو دسته روايات به اين صورت است كه آن حضرت در مدينه حضور داشته اند؛ ولى به خاطر ارتباطى كه آن حضرت با نواب خاص داشته اند بخشى از عمر خود را در عراق سپرى نموده اند. 3. دوران غيبت كبرا اصطلاحاً غيبت كبرا به مدت زمان پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) گفته مى شود كه با وفات آخرين نايب خاص در سال 329ق آغاز و همچنان ادامه دارد و تنها خداوند متعال است كه پايان آن را مى داند. اين دوران ويژگيهايى دارد كه آن را از دوران غيبت صغرا كاملاً متمايز مى سازد كه از جمله آن ويژگيها كامل شدن غيبت آن حضرت است. به همان اندازه كه پنهان زيستى حضرت مهدى(ع) در اين دوران به كمال مى رسد و نيابت و سفارت همانند دوران غيبت صغرا وجود ندارد، محل زندگى آن حضرت نيز نامشخص تر مى شود و در اين دوران است كه هرگز به طور قطع نمى توان مشخص نمود آن حضرت در كجا زندگى مى كند. البته روايات در اين باره به محلهاى مختلفى اشاره كرده اند كه برخى از آنها از اين قرارند: الف) مدينه طيبه همان طور كه قبلاً نيز اشاره شد برخى از روايات به صورت عام و بدون قيد زمان غيبت صغرا، مدينه را به عنوان جايگاه آن حضرت در دوران غيبت مورد اشاره قرار داده اند. ب) ناحيه ذى طوى ناحيه ذى طوى در يك فرسخى مكه و داخل حرم قرار دارد و از آنجا خانه هاى مكه ديده مى شود. برخى از روايات آن محل را به عنوان جايگاه حضرت مهدى(ع) در دوران غيبت معين كرده اند. امام باقر(ع) در اين باره فرمود: يكون لصاحب هذا الأمر غيبة فى بعض هذه الشّعاب و أومأ بيده إلى ناحية ذى طوى.10 صاحب اين امر را در برخى از اين درّه ها غيبتى است و با دست خود به ناحيه ذى طوى - كه نام كوهى است در اطراف مكه - اشاره نمود. در برخى ديگر از روايات نيز ذكر شده كه حضرت مهدى(ع) قبل از ظهور در »ذى طوى« به سر مى برد و آن گاه كه اراده الهى بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد از آنجا وارد مسجدالحرام مى شود. امام باقر(ع) در اين باره فرموده اند: إنّ القائم يهبط من ثنيّة ذى طوى فى عدّة أهل بدر ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلاً حتى يسند ظهره إلى الحجر الأسود و يهتزّ راية الغالبة.11 قائم(ع) در ميان گروهى به شمار اهل بدر - سيصد و سيزده تن - از گردنه ذى طوى پايين مى آيند تا آن كه پشت خود را به حجرالاسود تكيه مى دهد و پرچم پيروز را به اهتزاز درمى آورد. ج) دشتها و بيابانها از برخى روايات نيز استفاده مى شود كه آن حضرت در طول غيبت كبرا محل خاصى ندارد و همواره در سفر به سر مى برد. از امام باقر(ع) نقل شده است كه وقتى شباهتهاى حضرت مهدى(ع) به انبيا را بيان نمودند چنين فرمودند: و امّا شبهه من عيسى فالسّياحة12. و اما شباهت حضرت مهدى(ع) به حضرت عيسى(ع) جهانگردى [و نداشتن مكانى خاص] است. در توقيعى كه از حضرت مهدى(ع) به نام شيخ مفيد صادر شده است، نيز به نامعلوم بودن مكان حضرت مهدى(ع) اشاره شده است. در آن نوشته چنين آمده است: ... و إن كنّا ثاوين بمكاننا النّائى عن مساكن الظالمين حسب الّذى أراناه اللَّه لنا من الصّلاح شيعتنا المؤمنين فى ذلك مادامت دولة الدنيا للفاسقين... .13 ... با اين كه ما براساس فرمان خداوند و صلاح واقعى ما و شيعيان مؤمن مان تا زمانى كه حكومت در دنيا در اختيار ستمگران است در نقطه اى دور و پنهان از ديده ها به سر مى بريم... . همچنين در پاره اى از ملاقاتهاى معتبر كه در دوران غيبت كبرا نقل شده است، حضرت به اين نكته اشاره فرموده اند. »على بن ابراهيم بن مهزيار« پس از نقل ملاقات خود با حضرت مهدى(ع) به نقل از ايشان چنين مى گويد: آن حضرت فرمود: يابن المازيار أبى أبو محمد عهد إلىّ ألّا أجاور قوماً غضب اللَّه عليهم... وأمرنى ألّا أسكن من الجبال إلّا وعرها ولا من البلاد إلّا قفرها.14 همانا پدرم ابو محمد با من عهد فرمودند كه در مجاورت قومى كه خداوند بر آنان غضب كرده است قرار نگيرم... و به من فرمود كه در كوهها ساكن نشوم مگر قسمتهاى سخت و پنهان آن و در شهرها ساكن نشوم مگر شهرهاى متروكه و بى آب و علف. اين نامعلوم بودن محل زندگى آن حضرت در دوران غيبت كبرا سبب شده تا عده اى به گمانه زنى هايى بعضاً سست و واهى بپردازند و به طرح محلهايى كه اثبات آنها كارى بس مشكل است روى آورند. افسانه جزيره خضرا يا مثلث برمودا و مانند آن حكايتهايى است كه در تاريخ پر فراز و فرود اين اعتقاد رخ نموده است، ولى همواره روشنگرانف اين مذهبف حق، مردم را از لغزش در اين بيراهه ها برحذر داشته اند. 4. دوران ظهور و حكومت مهدى(ع) دوران ظهور كه درخشان ترين فراز تاريخ و بهترين دوران حيات انسانى است، ويژگيهاى فراوانى دارد كه از جمله مهم ترين آنها حاكميت آخرين معصوم و حجت الهى است. درباره محل زندگى حضرت مهدى(ع) و حكومت آن حضرت در عصر ظهور، روايات فراوانى وجود دارد. عمدتاً در اين روايات، مسجد سهله را منزل آن حضرت و شهر كوفه را به عنوان پايگاه حكومتى آن حضرت معرفى كرده اند. مسجد سهله شرافت بسيارى دارد؛ از جمله در روايات ذكر شده كه در اين مسجد، هزاران پيامبر به نماز ايستاده اند. »صالح بن ابوالاسود« گويد: امام صادق(ع) سخن از مسجد سهله راند، آنگاه فرمود: أما إنّه منزل صاحبنا إذا قام بأهله.15 به درستى كه مسجد سهله منزل صاحب ماست آنگاه كه [پس از قيام] با اهل خود در آنجا فرود آيد. هم چنين آن حضرت به ابابصير فرمود: يا أبا محمد كأنّى أرى نزول القائم فى مسجد السّهلة بأهله و عياله. اى ابا محمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مى بينم كه با زن و فرزندانش در آن نازل مى شوند. ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانه اش خواهد بود؟ حضرت فرمود: نعم، هو منزل إدريس و ما بعث اللَّه نبيّاً إلّا وقد صلّى فيه والمقيم فيه كالمقيم فى فسطاط رسول اللَّه و ما من مؤمن ولا مؤمنة إلّا و قلبه يحنّ إليه و ما من يوم ولا ليلة إلّا والملائكة يأوون إلى هذا المسجد يعبدون اللَّه.16 آرى، اين مسجد، منزل ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت، مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد. هر كس در اين مسجد بماند مانند آن است كه در خيمه رسول خدا(ص) اقامت كرده است. هيچ مرد و زن مؤمنى نيست، مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پرمى كشد. روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مى برند و در آن به عبادت خدا مى پردازند. همان طور كه اشاره شد، كوفه نيز مركز حكومت مهدى(ع) قلمداد شده است. چگونگى زندگى در عصر ظهور به روشنى مشخص نشده ولى به نظر مى رسد تفاوت بسيارى با نحوه زندگى امروزى داشته باشد. تكامل علوم بشرى، كمال عقلانى بشر، توسعه خارق العاده امكانات و رفاه عمومى، امنيت فراگير بر كل كره زمين و... به طور قطع، ويژگيهايى را براى زندگى در آن زمان ايجاد خواهد نمود كه امروز درك دقيق آن براى ماكارى بس مشكل است. از امام باقر(ع) نقل شده كه در بخشى از يك روايت طولانى فرمود: ثمّ يتوجّه إلى الكوفة فينزلها و تكون داره.17 آن گاه [حضرت مهدى(ع)] به سوى كوفه مى رود پس آنجا را براى منزل برمى گزيند و كوفه خانه او خواهد بود. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
يك استاد روسي يهودي الاصل كه قبلا استاد رايس نيز بود، به دين مبين اسلام مشرف شد.
به گزارش ايسنا به نوشتهي روزنامهي الرياض -چاپ عربستان- والنتين بروساكوف، استاد روسي يهودي الاقص كه به دليل مشكلات ناشي از نظام كمونيستي در روسيه به آمريكا مهاجرت كرده بود، به دين اسلام روي آورد. وي تاكيد كرد، هنگامي كه به آمريكا مهاجرت كرده به دليل تمايلش جهت برخورداري از دموكراسي غربي 20 سال در آمريكا زندگي كرده است. اما پس از آن به دليل مغاير بودن حقايق موجود در اين كشور با تصوراتش، به روسيه بازگشته است. وي تاكيد كرد، از اين كه به دين مبين اسلام مشرف شده احساس خوشبختي ميكند و معتقد است كه اين دين فراگير در بر گيرندهي تمامي راهكارها براي حل مشكلات بشر است. اين استاد روسي هم چنين در نوشتهها و كتابهايش صراحتا انتقادهاي شديداللحني از اسراييل كرده است. بروساكوف به هنگام تحصيل رايس در دانشگاه، استاد زبان روسي وي بوده است. وي در كتابي تحت عنوان "سير و سلوك من به سوي ايمان" كه به زبان روسي منتشر شده است، شرحي از تجربياتش در دوراني كه كمونيست بود و ديدگاهش در خصوص دموكراسي غربي و هم چنين علت انتخاب دين مبين اسلام به رشته تحرير در آورده است. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
مرد سال فوتبال اروپا قصد دارد بعد از آویختن کفش هایش در امور الهیات مسیحی تحصیل کرده و در صورت امکان کشیش شود...
به گزارش فارس ، بازيكن ۲۵ و برزيلي تيم آث ميلان كه روز يكشنبه عنوان مرد سال فوتبال اروپا در سال 2007 را به دست آورد، عنوان كرد: بعد از فوتبالم، مايلم در دانشگاه در رشته علوم الهیات مسیحی تحصيل كنم و اگر بتوانم تا رده كشيشي بالا بروم. وي ادامه داد: البته تا آن حد، راه بسيار دشواري را پيش رو دارم چرا كه بايد ابتدا در رشته علوم الهیاتی تحصيل كنم و بعد معلوماتم را از انجيل گسترش دهم. كاكا كه در تيم ملي برزيل بازيكن قابل اعتنايي است، قصد ندارد بعد از ترك فوتبال، ارتباطش را با اين رشته قطع كند. وي اظهار داشت: در كنار تحصيل در امور الهیاتی ، مايلم ارتباطم را با فوتبال حفظ كنم. براي اين منظور دوست دارم مربي يا مدير فوتبال شوم. كاكا روز يكشنبه از سوي گزارشگران مجله فرانس فوتبال، بالاتر از كريستانو رونالدو (منچستر يونايتد) و ليونل مسي (بارسلونا) قرار گرفت و عنوان مرد سال فوتبال اروپا را به خود اختصاص داد. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
مطبوعات انگليسي از انتشار مطالبي درباره همجنس بازبودن كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا و فساد اخلاقي برخي ديگر از مقامات ارشد اين كشور ازجمله «هيلاري كلينتون» و «جان ادواردز» و «رودلف جولياني» در نشريات آمريكايي خبر دادند.
روزنامه انگليسي تايمز در شماره ديروز خود نوشت: شايد ميزباني كنفرانسي براي پيشبرد صلح خاورميانه بهترين زمان كاري در زندگي رايس بود. اين رويايي بود كه او ماهها براي تحقق آن تلاش كرده بود اما هفته پيش چاپ عكس بزرگي از او برروي جلد يكي از پرفروش ترين نشريات آمريكا در ارتباط با مقاله اي بود كه اصلا ربطي به تلاشهاي رايس براي پيشبرد صلح خاورميانه نداشت. عنوان اين مقاله اين بود «چه كسي همجنس باز است و چه كسي نيست» اين مقاله در نشريه «نشنال اينكوايرر» چاپ شد و در آن از شايعاتي كه اين روزها درباره همجنس بازبودن رايس در شهر واشنگتن پيچيده است، سخن به ميان آمده و چاپ آن هم در ميان مقامات آمريكايي طوفاني بپا كرده است. جمهوريخواهان عموماً نظرات محافظه كارانه اي دارند و مخالف همجنس بازي تلقي مي شوند. به نوشته اين نشريه اينكه رايس همجنس باز است، سري است كه در ميان بسياري از سياستمداران آمريكايي فاش شده است. گفته شده زماني كه رايس در دانشگاه استانفورد در ايالت كاليفرنيا كار مي كرده است، همجنس بازي وي برملا شد و خيلي ها در آن دانشگاه مي دانستند كه او و هنرپيشه زني به نام «رندي بين» در خانه اي كه مالكيتش اشتراكي بود، با هم زندگي مي كردند. رايس هرگز راجع به زندگي خصوصي اش حرفي نزده و از آنجا كه او را رئيس جمهور آمريكا به كار گمارده است، رايس نيازي نداشته تمايلات جنسي اش را برملا كند. رايس در جنجالي كه اين نشريه و نشريات ديگري از اين دست بپا كرده اند تنها نبوده است و عليه «رودولف جولياني» شهردار سابق نيويورك هم ادعاهايي وارد شده از قبيل اينكه هزينه هاي سنگيني را صرف تامين امنيت ديدارهاي خود با معشوقه اش مي كرده است ولي اين هزينه ها را سري نگاه مي داشته است. حتي اين دو هم در رويارويي با ادعاهايي كه اين روزها عليه آنها مي شود تنها نبوده اند و به دمكرات سرشناس آمريكايي هم اتهام زده شده است يكي از آنها سناتور «هيلاري كلينتون» است كه چند نشريه او را به داشتن ارتباط غيراخلاقي با يكي از دستيارانش به نام «هيوما ابدين» متهم كرده اند و ديگري سناتور «جان ادواردز» يكي از رقباي كلينتون كه او را هم به داشتن رابطه نامشروع با يكي از زنان عضو تيم انتخاباتي اش متهم شده است البته همه اينها اين ادعاها را رد كرده اند. منبع سایت موعود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 آذر1386ساعت توسط عاشق آقا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق به امام زمان (عج) ما را واداشت که برای ایشان و کمک به رسیدن به ایشان به طراحی وبلاگ بپردازیم . و مطالبی در ارتباط با ایشان و نیز مطالبی دیگر در رابطه با اسلام بنویسیم.
عکس از وبلاگ نائب الامام |
| آرشیو موضوعی |
|
گذری بر زندگی خوبان حکایات کلام معصومین آلبوم عکس متفرقه تفسیر قرآن داستان اهل بیت (ع) حضرت مهدی (عج) ناگفته ها بانک صوت و تصویر اخبار شعر |
|
RSS
|