تبليغاتX
(یا مهدی (عج
بسم الله الرحمن الرحيم

Agha 114

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت   توسط عاشق آقا | 
 گفتگو با جوانى که به تازگى به مذهب تشيع مشرف شده است

وقتى دو سه روز پيش از عيد غدير به تشيع مشرف شدم تا حدى که مى‌دانستم اعمالم را بر طبق احکام آنها عوض کردم . ولى متاسفانه به‌طور اتفاقى پدرم متوجه شد .متاسفانه او ديگر با من صحبت نمى‌کند مرا تحريم اقتصادى کرده است‌؛ از ارث محرومم کرده و... مادرم هم خيلى ناراحت شد . متاسفانه اگرعلماى مذهب هم بفهمند اگر حکم قتلم را صادر نکنند، به ديوانگى متهمم مى‌کنند.
ه.ح جوانى 18 ساله مى‌باشد که على‌رغم ميل بسيارى از اطرافيان به مذهب تشيع گراييده است او که پيش از اين مثل بقيه اعضاى خانواده و فاميل سنى مذهب بوده است از فرقه شافعى به شيعه 12 امامى تغيير مذهب داده است. گفتگوى زير براى شيعيان وهمچنين برادران اهل تسنن که جوياى حقيقت مى‌باشند مى‌تواند خواندنى باشد.

چه مسئله‌اى باعث شد که شما به مذهب شيعه دوازده امامى مشرف شديد؟

من از مدت‌ها پيش برايم اين سوال مطرح بود که تفاوت شيعيان واهل تسنن در چيست. اين انگيزه ابتدايى و اوليه من بود که البته خفيف هم بود ،دوست داشتم دليل اکثريت بودن اهل تسنن واقليت شيعيان را بدانم اما اين انگيزه براى حرکت کافى نبود. روزى در شهر اروميه کتابى از يکى از علماى شافعى خريدم. با جوانى هم صحبت شدم او جناب آقاى دکتر محمد تيجانى را به من معرفى کردو به من پيشنهاد داد که به کتاب‌هايش نگاهى بيندازم من اين اسم را يادداشت کردم ولى مدت زيادى در ذهنم نماند.
من ارتباطى با مسجد محل داشتم. روزى تصميم گرفتم که به پايگاه بسيج مسجد سرى بزنم. وقتى که مسئول پايگاه بسيج از شافعى بودن من مطلع شد نه تنها تندى نکرد بلکه ابراز برادرى کرد وبر نقاط مشترک ميان دو مذهب تاکيد کرد. اين رفتار براى من بسيار جالب ودر نوع خود بديع بود. بدين ترتيب ارتباطم با پايگاه بسيج ومسجد قوى‌تر شد و دوستانى نيز پيدا کردم .
در يکى از اردوها وقتى از مناطق جنگى و جبهه‌هاى جنوب کشور به قصد زيارت حضرت معصومه‌(س) عازم قم بوديم يکى از دوستانم سوالاتى در مورد تاريخ اسلام و مصايب دختر رسول گرامى اسلام حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در فاصله چند روزه پس از رحلت حضرت رسول(ص) از من پرسيد. من اظهار بى‌اطلاعى کردم . مطالبى گفت که تا به حال نشنيده بودم . مسائلى که با عقايدم بسيار تعارض داشت. نام دکتر محمد تيجانى را به خاطر آوردم ديگر اينقدر کنجکاو شدم که تحقيقاتم را شروع کردم .
حدود دو تا سه سال از آن جرقه‌هاى اولى مى‌گذشت . نهايتا در اينترنت با دکتر محمد تيجانى بيشتر آشنا شدم .کتاب‌هاى ايشان را خواندم و به اين نتيجه رسيدم که تشيع ،‌مذهب حقانى است .
  • از دکتر تيجانى نام برديد . چقدر ايشان را مى‌شناسيد‌؟

ايشان در مرکز “العالم الاسلاميه “ در کشور عربستان صعودى تحصيل مى‌کردند . در کتابخانه دانشگاه متوجه قسمتى مى‌شوند که اصطلاحا “منطقه ممنوعه” خوانده مى‌شده و دسترسى به کتب آن قسمت براى عده معدودى و مخصوصى ميسر بوده است او با پرداخت مبلغى به کارمند ونگهبان آن قسمت شبانه و پنهانى ساعاتى به خواندن کتب آنجا مى‌پردازد و متوجه پايه‌هاى سست و شيطانى وهابيت مى‌شود. به فاصله اندکى “اشهد” خود را مى‌گويد و با تحقيقات گسترده‌تر به مذهب تشيع مشرف مى‌شود. ايشان تا کنون بسيارى از مسلمانان غيرشيعه را با حقايق ومعارف شيعه آشنا کرده و حدود دو ميليون نفر از طريق ايشان به تشيع گرويده‌اند. اميدوارم که خدا توفيقاتش را برايشان نازل کنند. من کتاب «آن‌‌گاه هدايت شدم» ايشان را خواندم کتب ديگرى هم دارند مثل “مع الصادقين” با راستگويان و ...

  • واکنش اطرافيان شما نسبت به تشرف شما چه بوده است؟
من پيش از تشرف با علماى مذهب شافعى صحبت کردم سوالاتم را پرسيدم جواب‌هاى نامعقول و غيرقابل قبول آنها بحث را به جايى کشانيد که خادم مسجد من را ازمسجد بيرون انداخت! واقعا اطلاعات برخى اهل تسنن نسبت به مذهبشان بسيار کم است. همين سبب شده است که بسيارى از حقايق را آن طور که بايد متوجه نمى‌شوند . براى وقايع متقن واستوارى مثل غديرخم دلايلى غيرمنطقى ذکر مى‌کنند در صورتى که با سياق خطابه مفاهيم بسيار واضح است .(کلمه ولايت را مى‌گويم پس از جمله معروف “من کنت مولاه فهذا على مولاه” تعابير “من اولى بکم من انفسکم” از حضرت رسول مويد و مصدق نظريات شيعيان است. حال از احاديث يوم الدار ، سفينه نوح ،آيات تطهير و.. بگذريم .) به هر حال، وقتى دو سه روز پيش از عيد غدير به تشيع مشرف شدم تا حدى که مى‌دانستم اعمالم را بر طبق احکام آنها عوض کردم . ولى متاسفانه به‌طور اتفاقى پدرم متوجه شد .متاسفانه او ديگر با من صحبت نمى‌کند مرا تحريم اقتصادى کرده است‌؛ از ارث محرومم کرده و... مادرم هم خيلى ناراحت شد . متاسفانه اگرعلماى مذهب هم بفهمند اگر حکم قتلم را صادر نکنند، به ديوانگى متهمم مى‌کنند.

  • پس با اين تفاسير چه چيز باعث شده که حاضر به مصاحبه شده‌اي؟
اينکه جوانان سنى که اطلاعات زيادى در مورد عقايدشان ندارند و حق جو هستند اين سوال را از خود بپرسند که :”چرا امثال من شيعه شده‌اند؟” اين باعث مى‌شود که آنها تحقيقات جدى خود را شروع کنند و به دين و مذهب پدرانشان تکيه نکنند چرا که در مقابل خداجوابى نخواهندداشت‌.

  • چه آرمانى داري؟
مى‌خواهم به اميد خدا تحقيقاتم را بيشتر کنم ،اطلاعاتم بيشتر شود و چندين زبان دنيا را بياموزم تا بتوانم معارف شيعه را به مردم نقاط مختلف دنيا برسانم . دوست دارم راه دکتر تيجانى را بپيمايم .
خيلى خوشحالم از اينکه نامم درزمره شيعيان مولا اميرالمومنين على (عليه السلام) ثبت شده است .داستان مردى که ادعاى شيعه بودن مولا را داشت برايم جالب بود. مولا فرمود:” تو دروغ مى‌گويي! چرا که ما نام شيعيانمان را از ازل تا ابد نزد خود داريم‌! نام تو را در آنها نديدم!” اين براى من افتخار است که نامم در ليست شيعيان حضرت بوده است .

  • اهل بيت همگى نورند و از يک منبع که حق‌تعالى باشد طلب فيض مى‌کنند اما به دلايل زمانى واقتضائات موجود يکى درخشش بيشترى کرده و ديگرى کمتر تابيده است اما ميان اهل بيت عصمت وطهارت و 14 معصوم با کدام يک ارتباط بيشترى داري؟
من ارادت خاصى به مولا اميرالمومنين علي(عليه‌السلام) وهمچنين حضرت صديقه کبرى ، فاطمه زهرا (سلام الله عليها) دارم.طبيعى است که سيدالکونين حضرت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام ) را هم بسيار دوست دارم.

  • چه آرزويى داري؟
آرزو دارم که شهيد بشوم . دوست دارم اگر شهيد شدم مثل آقا ابى‌عبدالله الحسين (عليه السلام‌) بى سر شوم . مثل آقا قمر بنى هاشم (عليه السلام‌) بى دست شوم. و درآن دنيا مثل بى بى دو عالم حضرت صديقه کبرى (س) قدرت عنايت به ديگران را داشته باشم .

  • مسئله ديگرى هست که عنوان نماييد؟
دوست دارم مردم جداى از دين آبا واجدادشان دست به تحقيقات بزنند. واقعا پيگير دين الهى باشند چرا که کسى واقعا دنبال مسير حقيقت تلاش کند خداوند متعال راه را برايش نمايان مى‌سازد .”من يتق الله يجعل له مخرجا” اين قدر در قرآن به تفکر وتعقل سفارش شده است .
واقعا فکر کنند تحقيق و پژوهش کنند وآخرت دائمى را به دنياى زودگذر نفروشند‌.همچنين دوست دارم که به جوان‌ترها بگويم فکر نکنيد که فرصت زياد داريد.
نگوييد: الان هر کارى خواستيم مى‌کنيم . وقت پيرى مکه مى‌رويم و توبه‌اى مى‌کنيم و تازه مسير حق را مى‌رويم. خير‌.اين اشتباه است. جوانترهافرصت را از دست ندهند وسريع‌تر جهت‌گيرى خودشان را ايجاد کنند.
منبع سایت موعود
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت   توسط عاشق آقا | 

Agha 113

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت   توسط عاشق آقا | 
سرنوشت قاتلان و دشمنان سید الشهدا علیه السلام
 
بنا بر نقل منابع متعدد، پس از ماجرای کربلا دستان ابن کعب در تابستان چنان خشک می‌شد گویا که چوب خشکی بیش نیست. در زمستان نیز آن‌قدر عفونت می‌کرد که به طور مرتب از آن خون و چرک می‌آمد. او تا آخر عمر به این مرض مبتلا بود.

عاشورا عجیب ترین و سیاه ترین روز تاریخ حیات بشری به پایان رسید. جمعی محدود و انگشت شمار از بهترین فرزندان آدم هر آنچه زیبایی را توانستند به تصویر کشیدند. در برابر آنان نیز جمعی از قابیلیان به هوای نام و نان و اوهام خویش هر آن قدر سیاهی و تباهی و سنگدلی را از دستهای ناپاکشان برآمد به نمایش گذاشتند. به خیال خام آنان این ماجرا پایان یافت و  شیرینی‌های ناشی از آن آغاز گشت. این جمعیت به قدری کثیف و پلید و خون خوار بودند و در نوشیدن جام زهر دنیا عجله داشتند که برای بردن انگشتری، انگشت را نیز به همراه آن می‌بردند. برای برداشتن گوشواره به هیچ گوشی رحم نکردند. اینان حیا نکرده و از سر پیر و جوان خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله حجاب برداشتند و تمام لباسهای جگرگوشه‌اش را پس از شهادت از تنش درآوردند. عجیب بود این همه قساوت و سنگدلی و حماقت؛ واقعا جادارد از آنان بپرسیم مگر لباس کهنه و پاره قیمتی داشت یا قابل استفاده بود که چنین نمودید؟ اگر در آن شرایط شیعیان قدر و وقت ناشناسی کردند و با کوتاهی‌های خود زمینه ساز بروز و ظهور این فاجعه بی‌مانند شدند لیک اندک زمانی بعد که آتش شرم تمام وجودشان را در برگرفت سعی در تسکین جان خویش با انتقام از عملان و مسببان این ماجرا شدند. سرافکندگان و شرمندگان چنان انتقامی از آنان گرفتند که کم از رفتار آنان نداشت اما چه سود؟ آنچه نباید اتفاق می‌افتاد اتفاق افتاده بود و حرمت خندان رسول خدا به بدترین و شدیدترین حالت شکسته بود و تا قیامت قابل جبران نبود؛ آتشی برپا شده بود که هیچ گاه از شعله‌اش کاسته نشد و الآن پس از گذشت قریب به چهارده قرن آتش حزن و حسرت تا سادقات عرش بالا می‌رود شاید با ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله این درد اندکی تسکین یابد.

موعود طي سلسله مطالب به تفکیک نام (به ترتیب حروف الفبا)، جرم و در نهايت سرنوشت شوم جمعی از مشاهیر ستم‌پیشگان حاضر در کربلا می پردازد. امید است مورد عنايت ناحیه مقدس سید الشهدا عليه السلام واقع گردد.

  1.  ابن کعب
نام او را در منابع به شکل ابحر، بحر و  ابجر می‌توان یافت. علت این اختلاف ظاهرا ناشی از آن است که دستانش به مرضی مبتلا شده و در عربی دستان بحر و ابحر چنین نوشته می‌شود: یدا بحر و یدا ابحر و احتمال حذف یا افزودن الف در هنگام توالی دو الف پشت سر هم وجود دارد.

وی همان کسی است که لباس از تن سیدالشهدا ارواحنا فداه پس از شهادت ایشان برون آورد.لازم به ذکر است آن حضرت لباسی را به عنوان لباس رو بر تن داشتند و لباسی را نیز زیر آن پوشیده بودند. امام علیه السلام پیش از آنکه به میدان قدم نهند لباسی از جنس برد یمانی(اللهوف،ص174) طلب کرده و پوشیدند. گفته شده این به خصوص هنگام شهادت حضرتش لباس زیبا و چشم نواز بوده است(مقتل خوارزمی،ج2،ص38؛مثیر الاحزان،ص174).

ابن کعب لباس زیرین را که امام علیه السلام پیش از پوشیدن آن را پاره پاره کرده بودند شاید که مانع از بیرون آوردنش شود از تن ایشان درآورده و پیکر مقدس ایشان را عریان بر زمین رها می‌کند.

بنا بر نقل شیخ مفید رحمه الله علیه ابن کعب در لحظات پایانی حیات امام حسین علیه السلام عبدالله بن الحسن المجتبی علیهماالسلام را نیز در حالی که تلاش می‌کرد با قرار دادن دستانش در برابر شمشیر ابن کعب از جان عموی خویش محافظت کند به شهادت رساند(الارشاد،ج2،ص110-111).

جنایات او محدود به آنچه گفتیم نمی‌شود. در برخی گزارش‌ها آمده وقتی سپاهیان ابراهیم بن مالک اشتر برای خونخواهی شهدای کربلا قیام کردند از جمعی از یزیدیان کربلا انتقام گرفتند که ابن کعب یکی از آنان بود. ابراهیم پس از دستگیری ابن کعب شرح تباه‌کاری‌هایش در کربلا را از خود او پرسید.آن ملعون می‌گوید که  حجاب از سر (حضرت) زینب(سلام الله علیها) برداشتم و گوشواره‌های ایشان را چنان کشیدم که گوش‌هایشان زخمی شد.این گونه بود که توانستم آن گوشواره‌ها را بردارم. ابراهیم در حالی که می‌گریست به او گفت: «وای بر تو ایشان به تو چه فرمودند؟» گفتند:

خداوند دستان و پاهایت را قطع کند و پیش از آتش جهنم تو را به آتش دنیا بسوزاند.

ابراهیم او را عتاب کرد که آیا از خداوند شرم نکردی؟ از جد بزرگوارشان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نترسیدی؟ و هیچ احساس رأفت و ترحمی در دلت حس نکردی؟

سپس ابراهیم به یارانش دستور داد ابتدا دستانش را باز نموده و آنها را قطع کنند و پس از آن پاهایش را بریدند.چشمانش را درآوردند و او را با روش‌های مختلف عذاب دادند (حکایه المختار فی اخذ الثار، ص46).

بنا بر برخی نقل‌ها او پیش از درگیری‌ها فلج شده و تا مدت‌ها زمین‌گیر بود(اللهوف، ص178). ظاهرا این گزارش مربوط به بحیر بن عمرو است که لباس رویی سیدالشهدا ارواحنا فداه را برداشته بود؛ زیرا همان طور که دیدیم ابن کعب با خون‌خواهان سیدالشهدا علیه السلام جنگیده و دستگیر شده بود و به طور طبیعی کسی که زمین‌گیر شده باشد نمی‌تواند در میدان نبرد حاضر شود. علاوه بر آن سرنوشت زمین‌گیری برای بحیر بن عمرو به صراحت در منابع آمده است (مناقب، ج4، ص57). البته  برای جمع کردن میان گزارش‌ها و با توجه به آن که مطلب فوق را ابن طاوس نقل کرده می‌توان این فرض را در نظر گرفت که سپاهیان ابن زیاد او را به همره خود آورده بودند و او را در محملی حمل می‌نموده‌اند.قبول این فرض با توجه به دو دلیل فوق چندان بعید به نظر نمی‌رسد و بالاخره در برخی گزارش‌ها نیز گفته شده در نهایت مختار او را سوزاند(مناقب، ج4، ص111).

بنا بر نقل منابع متعدد، پس از ماجرای کربلا دستان ابن کعب در تابستان چنان خشک می‌شد گویا که چوب خشکی بیش نیست. در زمستان نیز آن‌قدر عفونت می‌کرد که به طور مرتب از آن خون و چرک می‌آمد. او تا آخر عمر به این مرض مبتلا بود( اعلام الوری،ج1،ص468؛ الارشاد، ج2، ص111؛ مقتل خوارزمی، ج2، ص38؛ مثیر الاحزان،ص174)
منبع سایت موعود
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت   توسط عاشق آقا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
عشق به امام زمان (عج) ما را واداشت که برای ایشان و کمک به رسیدن به ایشان به طراحی وبلاگ بپردازیم . و مطالبی در ارتباط با ایشان و نیز مطالبی دیگر در رابطه با اسلام بنویسیم.
عکس از وبلاگ نائب الامام

نوشته های پیشین
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
آرشیو موضوعی
گذری بر زندگی خوبان
حکایات
کلام معصومین
آلبوم عکس
متفرقه
تفسیر قرآن
داستان اهل بیت (ع)
حضرت مهدی (عج)
ناگفته ها
بانک صوت و تصویر
اخبار
شعر
پیوندها
جنبش دانش آموزی تابینهایت
ید الله معنا
یوسف زهرا می آید
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
ذاکرین
حیدر کرار
بیقرار ظهور
بهارستان
سایت کانون مطالعاتی و تحقیقاتی طال الانتظار
لقاء الله
سلطان عشق حسین
وبلاگی در شرح وقایع عاشورا و مسائل پیرامون آن
هیئت کوثر ولایت
هَل مِن ناصر ینصرنی
هفت حوض
به یاد ارباب تشنه لب
محفل راهیان نور
نوحه و مصائب اهل بیت (ع)
منیم یوردوم اورمو
آن که بی باده کند جان مرا مست کجاست...؟!
السلام علیک یا سلطان عشق یااباعبدالله(ع)
رسول الله
شخصی نویس
مسیح زمان
پیامبر امید
پیدای پنهان
تموم هستیه من
یا فاطمه من عقده دل وا نکردم
چهارده معصوم
مکتب 14
عمو عباس (ع)
سرباز امام
شیعه 2007
انجمن مبارزه با تهاجم فرهنگی
محمل شکسته
علوم اسلامی
مراجزعنایت تونبودونیست هنر
منتظران ظهـــــور
یار غایب
با خدا
بسوی ظهور
ايستاده بر سر راهت به حال انتظارم
هم کلاس
ناراضی
امام زمان(عج)
رسم زمانه
دکتر غریب
راه راست
كجايند مردان بي ادعا؟
مناجات
کامپیوتر
هیئت منتظران مهدی (عج) سراب
بیا تو مداحی
یا علی (ع) از تو مدد
دریای هدایت الهی
تارستگاری فقط یک کلیک
گل نرجس
سایت رضاگستر
خبرگزاری مساجد وهیئات بروجرد
مثل خدا
شلمچه
خدا کنه صاحبش زودتر بیاد
سید
انسان کامل
دریای هدایت الهی
حسین 313
خاتم الانبیاء
درس زندگی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

لوگو دوستان

هَل مِن ناصر یَنصُرنی

امکانات پایگاه





Powered by WebGozar